آفتاب باش

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

همه جا و همیشه هستند کسانی که هنوز  پاهایشان را روی زمین ِ سفت نگذاشته , میان ِخوشی های دم دست این

 

زمین, بی تاب منتظر مردن آفتاب هستند اما انگار غافلند که رسول آفتاب مردنی نیست و فراموش کرده اند که

 

جایی در کتاب عهد عتییق نوشته شده :

 

" آفتاب باش ! تا اگر به جایی نخواهی بتابی ,نتوانی . "

 

اینان هستندگی نبودشان را کرکس وار می جویند ,میان پروازهای پی در پی در ارتفاع  ِحقیرِ کوه های نامرئی 

 

 

بیاییید کمی گوش سمت قونیه تیز کنیم  :

 

 

چو رسول آفتابم به طریق تر جمانی          پنهان ازو بپرسم به شما جواب گویم   

 

 

دل بدهید به استواری های زمین دراین  تزلزل بی سابقه و پر اضطراب جهان  ِجدید .

 

شک نکنید که هست , اگر درون شما باشد . شک نکنید که می آید ومی ماند وپایدار می شود, اگر دور شوید

 

از ریای آفتاب پرست و سو استفاده ی کرکس .

 

پرده را کنار بزنید تا ببینید باران با چه شوری شما را  فرا می خواند در  بی قراری این خیابانهای شلوغ 

 

بی اینکه فکر کند آفتاب برای همیشه مرده است .

 

/ 2 نظر / 32 بازدید
tarek

بادهای خيال امواج دريای نقاشی کودکی را بی سبب بر آشفته نا دانسته و ناشناخته. اميد و ترديد خواهند مرد و پرواز بر فراز ابرهای پاييزی! در افتابی گرم و يگانه.

anam

با سلام لطفا بفرمائید عبارت افتاب باش تا اگر نخواهی بتابی نتوانی در کجای عهد عتیق قید شده ممنونم