فردا همیشه امروز است

 


امروز هم

شبیه ی یک شنبه ای است 

که باد روسری از سرت

و من تمام طول خیابان بی فرجام را

و تو  خنده در ایوان بی چراغ را ...


چه فرقی می کند  

پاییز یا زمستان ؟

فردا که بیاید

همیشه شبیه روزی است

که تو طعم ترش سیب را

بر دهانم تلخ کردی


راستش هیچ فرقی نمی کند

همین حالا بیا

کلاهت را بردار و

چمدانت را ببند:

این سرما  از بهار

در تن من مانده است


از قصد پیراهنم را فراموش کرده ام


/ 29 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی حسن زاده

سلام دوست عزیز به روزم با شعر «تنها» و منتظر حضور شما خداحافظ

مصطفا فخرایی

سلام دوست عزیز! با یک شعر منتظر نقد و نظر ارزنده تان هستم. شاد و سربلند!

م. قیری

رسول رخشا خوبی. من فکر می کنم اگر جنگ نشود مجری خبر بیشتر در مورد مد لباس حرف می زند. به من بیا به جنگ نرو که کشته می شوی.

سلام همسایه های 5

سلام.با شعری نو از خودم به روزم و منتظر نقد و نظر شما با احترام: رضا یوسف زاده تهرانی

remember

اندر مزایای دنیای مجازیست دیگر اینگونه یافتنها و خبر دادنها پست جدیدم را دوست دارم که بخوانی . نظرت برایم مهم است . ممنون میشوم و خوشحال و سپاسگزار منتظرم ها بیا

حکمت

درود خدا عصرهای تابستان را که... بدرود.