شعر

درمجله الکترونیکی شعر  منتشر شده است

http://www.vazna.com/article.aspx?id=964

یک آنونس کوتاه برای یک فیلم بلند

 

خیلی پیچیده نیست

یعنی

باید کمی صبوری کنی

و بی درنگ مسافر ِ راهی نشوی

که امتدادش   حتا

کاج ها را خسته کره است

 

مثلن همین سه شنبه که به خانه می روی

در خیابان طولانی کارخانه

مدام  وانمود کن

هیچ اتفاقی نیفتاده است

و وقتی به خانه رسیدی

طوری کلید بینداز

که راه چندان هم طولانی نبوده است

و

اگرهر روز  ادامه اش دهی

 کوتاه ترهم  می شود

درست مثل شبی

که فراموش کرده بودی

کسی که کنارت خوابیده

تنش سردتر از همیشه است .

 



/ 10 نظر / 5 بازدید
پيچش

در این گونه روایت ها در شعر معمولن قرار است اخر سر با یک غافلگیری روبرو شویم که در اینجا نیم بند است .

محمد تقی جنت امانی

با سلام کارهایت را خواندم .و لذت بردم . دوباره به شما سر خواهم زد یک سری هم به دلتنگی ی من بزنید . موفق باشید

رضا

سادگی بيش از حدش آزارم ميداد. اما کمی شبیه شعر «دگردیسی» از شهرام رفیع زاده بود که خیلی دوستش دارم. يک بار شعری در کارگاه خواندی که با خودم گفتم حالا حالاها شعری به اين خوبی ازت نميخوانم. همون توقع ام را از شعر تو بالا برد. شعرات که پتانسيل شاهکار شدن دارند . اما خودت به شعری خوب اکتفا ميکنی. کاری که همه ما زياد ميکنيم. اما فکر ميکنم تو محافظه کارانه شعر ميگی. برای سن تو زوده .... :)

علی حاجيان زاده

سلام دوست عزیز برای من که دنیا را اروتیک می بینم وقتی عقربه می چرخد .... بروزم دوستدار شما

رخشا

جناب رضا اگر براي من كمي باز كني محافظه كاري در شعر يعني چه ؟ و تاثير سن وسال در محافظه كاري چيست ... ممن.نت مي شوم

رضا

رسول جان فکر نميکردم ناراحت بشی. ميدونی يک شاعر محافظه کار (از نظر من) دنبال فضاها و زبان های تازه نميره. تصويرهای بعيد در شعرش يافت نميشه و شعرش دچار پختگی و تکرار ميشود. در شعر خيلی از بزرگترها ميشه اين رو ديد. اون قدرها هم بد نيست اين موضوع. اما مثلا توی قديمی ترها ميشه باباچاهی يا حافظ موسوی رو ديد که شعرش دچار اين محافظه کاری نميشه. اما در عوض خيلی از جوونها مثل شما يا سجاد گودرزی يا.... محافظه کاری ميکنند. به هر حال قصد تخريب نداشتم. اميدوارم متوجه باشي

رخشا

جناب رضاي عزيز شك نكن كه ناراحت نشده ام ويك سوال كاملن جدي و در جهت رفع ندانستن دا نستن پرسيده ام. اينكه محافظه كاري چه مختصات احتمالن خاصي دارد ... و مي خواستم نظر شما را بدانم شايد كه راهگشا ي دل بستگي ها و يا خستگي ها شود ... راستش من راه رفتن . مكث كردن ويا حتا غور كردن دريك راه مشخص و احتمالن پيوسته را محافظه كاري نمي دانم واز طرفي هم شلنگ اندازي هاي وقت وبي وقت را هم آوانگارديسم نمي دانم هرچند كه به حضور هر دونوع شايد با اسم هاي ديگز معتقدم نمي شود زياد توضيح داد واخر اينكه توانايي (بلديت !!) شاعر را هم شرط كن و اينكه اين شعر آخرت را دوست داشتم

رضا

خدا را شکر که ناراحت نشدی. شايد حق با شما باشد. اما من در هر هنری کارهای تجربی تر را ترجبيح ميدهم. کارهای پر شور. خب خيلی هم نظر ديگری دارند. مواظب خودت باش :)

چرا اينجوری ؟ چرا هيچ خبری نيست ؟منتظرم ...