باز که تو خودت

تو چرا باز ... تو که بی آواز

تو که از آغاز...

تو که باز هم خوابیدی و صبح ...

تو که باز هم نشستی و شب ...

تو که باز هم خودت خیاط ...

تو که باز هم  خودت خلوت

تو که باز خودت رفتی

و برنگشتی

تو که تنها تنها ...

تو که بی معرفت تر  از ...

هی ناز هی ناز

بس کن بس کن

 از این همه آغاز

باز که رفتی

باز که خنده خنده ...

خسته خسته

تو چرا باز تو  چرا  باز

 باز از آغاز...

قبول نیست

تو خودت خوب

تو خودت استاد

تو خودت ناز

تو خودت باز

باز که تو خودت ....

/ 2 نظر / 17 بازدید
صبا زاده

باز هم ..

ئذد

داطيبسظبيط