شعر

 

 

خیالت را را حت کنم

----------------------

 

 

یک بار هم شده

بیا حواست را جمع کن

و بی گدار کنارنگیر

از حیاتی که خلوت است

 

فرض کن

سیب بالای سر من است

و کمان در دستهای تو

 

خیالت را را حت کنم

تقصیر سیب نیست

حتا فکر می کنم

آن وقت ها هم تقصیر گندم نبود

یک دندگی آدم بود

اینجا منظورم حواست

 


منتشر شده در مجله ارمغان فرهنگی دی ماه ٨٧

 

/ 21 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن بوالحسنی

سلام. با اجازه نام وبلاگ شما را در صفحه هنرمندان پرشین بلاگ قرار دادم .. در صدد همکاری های دیگرگونه تر هنرمندان و پرشین بلاگ هستیم .این نیاز از طرف پرشین بلاگ حس شده و امیدوارم در جلسات آینده با مدیر و تیم پرشین بتوانیم قدم های مثبت تری برداریم http://persianblog.ir/artist-bloggers.aspx

فرزاد

گندم بهانه بود برای هبوط

رافونه

تو هنوز زنده ای. وقتش بود. اما حیف که من نیستم بیام بکشمت[اوغ]

سلام همسایه های 5

سلام.با شعری جدید از خودم به روزم و منتظر نقد و نظر شما با احترام: رضا یوسف زاده تهرانی

مصطفا فخرایی

سلام دوست عزیز با یک شعر به روزم و منتظر نقد و نظر ارزنده تان شاد و سربلند!

می خواهی باش می خواهی نباش

خیالت را راهت کنم تقصیر ... است

سپیده

سلام شعر قشنگی بود به وبلاگ من هم یه سری بزنید شاید خوشتون بیاد http://nabzebaran5navazesheab.persianblog.ir/