رخشاهان

 
يک شعر
نویسنده : رسول رخشا - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱
 


 

 

نه شاخه اى شكسته
نه خورشيد خوابش گرفته
نه برف رنگش را باخته


انگار نه انگار
آب از آب و دست از دست
          تكان خورده است
حتى كشيدن سرمه چشم هايت نيز به تعويق نيفتاده
از خودم مى پرسم
من عوض شدم،
يا هنوز در خواب آخرين شب سفر هستم؟

 

http://www.sharghnewspaper.com/850401/html/spc13.htm#s430362

 

منتشر شده درروزنامه شرق پنج شنبه يکم تيرماه


 
comment نظرات ()