رخشاهان

 
 
نویسنده : رسول رخشا - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٩
 

 

....

دوشنبه

سه شنبه

چهارشنبه

هر هفت شنبه هم که بيايد و برود بازهمان هفت روز رفته پيش روی توست

به دنبال تغيير بی دليل ساعت های اين روزها نباش که هجوم هميشگی

اوراد باد در گوش های بی ظرفيت تو فصل بزگی باز کرده است در چشمان

تنگ شده و  نزديک بسته شدن ، انگار که تصويرها ی اطراف تکرار همان

خواب های در هم و آشفته شبهای بيداری اين روزهاست با اين فرق که

در خواب آن بيداری ها نمی دانی که خواب هستی اما اينجا می شود

فهميد که خوابی در کار نيست

چه فرقی دارد اين فرقی که گفتم ، واقعن چه فرقی دارد جز بازی با  زبان و

تصويرها و جابجايی اول و آخر و چيدن و پر کردن فاصله ی ميان آنها .

حالا آخر را بياور جای اول کمی هم سعی کن روی آن فکر کنی و

 تمرکز و چنين و چنان و بعد ...

حالا که چنين و چنان کردی سعی کن کمی ازموضوع

فاصله بگير و بادی به نزديکيای قبغب بينداز و ژستی برای خودت فراهم کن

به نظر همه چيز عوض شده است و شکلی ديگر يافته و ...

مهم نيست که خواب هستی يا بيدار . مگر  فرقی هم  هست ميان خواب

و بيداری   ، مهم اين است که تو  دگرگونی درست کرده ای و طرحی نو

درانداخته ای !!!

 

انگار ديگر جدی جدی بيدار شده ای

مهم نبود اگر که خواب هم بودی چون

اين ها راه خودشان را می روند با ريتم وآهنگ هميشگی شان و ما...

 

پنج شنبه

جمعه

شنبه

...

 

 


 
comment نظرات ()