رخشاهان

 
می شود فهميد
نویسنده : رسول رخشا - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢٦
 

 

می شود فهمید

 

زیاد سخت نیست ,مخصوصن اگر به تکرار دیده باشی و شده باشد تجربه اتفاق های بعدی

 

از همان ساعت های اول روز که نمی توانی از تخت خواب کنده شوی ,می شود فهمید

 

از گرفتگی عضلات و خستگی چشمانت زیر فشار خواب های عجیب و مزاحم شب پیش ,می شود فهمید

 

از کشان کشان جسم نیمه جان زیر دوش آب و پرواز بی دلیل خیال تا ناکجاها ی کجا ,می شود فهمید

 

از نبودن روزنامه هر روزه و بستن بوق ممتد پشت چراغی که قرمزی شده است عادت همیشگی اش,

 

می شودفهمید

 

از دیر آمدن ودیر رسیدن به محل کار و با اخم ,جواب سلامی را پرتاب کردن سوی همکاران ,می شود فهمید

 

از نخواستن ِخوراک برای پر کردن خلائی دربدن ودورشدن از این عادت اجباری و خود را بستن به چای های

 

بی وقفه ,می شود فهمید

 

 

ازپر شدن دودسیگاردر آستانه در تا دم دمای پنجره ی روبه  خرمالوی تنها ,می شود فهمید

 

از فهمیدن خیلی چیزها , می شود فهمید و من خوب فهمیده ام این فهمیدنی ها را ,چرا که زیاد دیده ام

 

این نشانه ها را که کمی نگذشته ,گذشته اند از عرف ها و معمول ها و شکل دیگری داده اند به زندگی روزانه

 

می توان فهمید که چه چیزهایی درراهند و چه چیزهایی در حال زایمان و چه چیزهایی در حال تولد وکدام ها به

 

    مرگ نزدیک ...

 

خیلی چیزها را می شود فهمید از چیزهای دیگر, منتها باید ...

 

 

 


 
comment نظرات ()