رخشاهان

 
ارتباط مستقيم بنزين و گردن
نویسنده : رسول رخشا - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٦
 

-سهمیه بندی بنزین چه ربطی به بی حالی تو داره ؟

این همه اخم وتخم (ربطی به اون نداره که اول خوندی ) برای چیه ؟

اول صبح ، لخ لخ  راه افتادی  اومدی ، انگار سر اوردی 

بابا ول کن دیگه هر کی ندونه فکر می کنه دیشب رفتی بیستون سر و ته

شیرینی برامون آوردی و ما هم نشستیم  تا صبح سق زدیم و  ...

اینجا هر اتفاقی می افتاده یا می اندازن گردن بنزین یا... انگار گردن نازک تر

از گردن این رییس جمهور ریز نقشمون  پیدا نکردیم ...

بابا یه نگاه کوتاه به رییسان رفته بر ما بندازید

تا   نازک آرای تن ساقه گلی...  

  یه چیز زیاده گردن ... عین آدمای سر گردنه فکر می کنید

بابا گردن که فقط برای انداختن نیست ... آنقدر استفاده های دیگه هم داره ،ما فقط

راحت ترین شو انتخاب کردیم ( نگو  که از گشادگی و  فطرت است-

که از  قضا  از خستگی و از هجرت است )  مثلن می شه از گردن آویزون شد یا

چیزایی ازش آویزون کرد یا آویزون چیزایی شد که ازش آویزونه یا ... خیلی کارای دیگه

اما مافقط چسبیدیم به همون که بوده ...گردن اونه که اینجوری شده

یا خیلی که خلاق باشیم می گیم اینجوری شده ،گردن اونه ...

من موندم که اگه این گردنو بگیرن دیگه ....

دیگه دیگه .... نه خیال نکنم  بدتر از گرفتن اون باشه چون این روزها کاربردش از همه یاعضا

بیشتر شده ...

راستی دیشب جلوی پمپ بنزین ها را ندیدی  قیامت بود ...

ولی خوشبختانه من باکم پر بود

تو چی چکار کردی .... ؟چرا ماشینتو نیاوردی ...؟ بابا تو چرا اینجوری هستی ؟

-من گه خوردم هر چی تو بگی درسته ، می ذاری یه کم آروم باشم

غلط کردم ، ببین من دیشب تا ساعت چهارو نیم صبح توی صف بنزین بودم

نخوابیدم اصلن ،الانم خیلی کار دارم ...خیلی ، حوصله هم ندارم ...

برو  ... برو اگر گردنتو دوست داری برو


 
comment نظرات ()