رخشاهان

 
همه از سرما یخ زدن
نویسنده : رسول رخشا - ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٤
 

سرما بیداد می خونه

برف نیست ، باد نیست ، کولاک هم نیست

اتفاقن من بیرون هم نیستم ،بیرون یعنی توی کوچه و خیابون و اونطرفا

و از قضا توی خونه هم هستم البته دروغ نگم خونه ، خونه منظورم یه محل

سر و در بسته است

هرچند به گمونم زیاد بیراه هم نگفتم

یادمه مدرسه که می رفتیم همیشه می گفتن  مدرسه خانه دوم ماست

حالا من می خوام بگم اگه متر و معیار زمان باشه و اینجوری معلوم شه که

کجا خونه اول و دوم و سوم و صدم آدمه باید بگم ،اینجا خو نه اول منه

خوب اینجا یعنی محل کارمه دیگه !

دارم صداشو می شنوم همین جا هاست ،بیشترشم حوالی پا ها می پلکه

جالبه که اونا هم خوب می تونن با هاش ضرب بگیرن ...

داشتم فکر می کردم شجریان حتا نمی تونه بااین وضع سرما صداشم بالا بیاره

-بالا منظورم اینه که به گفتار و سخن تبدیل کنه - آره همونی که فوکو می گه

دیسکورس-چه برسه به این که بیداد بخونه

 سرما اینجا داره خوب می خونه ، دیگه نپرسید که اینجا کجاست

این سرما هم انگار ارتباط مستقیم داره با آی کیو و ضریب بازدهی اون

به هر حال انگار دارم سر از کوچه و خیابون جاده خاکی در میارم من فقط

اومدم بگم که هنوز فن کویل ها درست نشده و سرماداره این جا بیداد می خونه

و  پاهای منم حسابی یاد گرفتن که باهاش همراهی کنن

لابد می دونید به  خاطر چی؟

درسته همسایه ها 

خوب لابد این یکی لابد رو هم می دو.نید،

که  لابد نتونستن دستاشو نو نزدیک جیباشون کنن

آره اینم درسته...

 ولی مطمئنم که لابد آخری را نمی دونین چون اینجا نیستین که بشنوین

سرما چجوری بیداد می خونه

 

آها  خواستم بگم

شک ندارم همشون یخ زدن


 
comment نظرات ()