رخشاهان

 
معرفی مهناز بدیهیان از شاعران مهاجر به همراه یک مصاحبه
نویسنده : رسول رخشا - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٢
 

معرفی مهناز بدیهیان از شاعران مهاجر به همراه یک مصاحبه

برگرفته از سایت وازنا http://www.vazna.com/

همیشه در وازنا بحث و اندیشه ی این بوده است که چگونه می توانیم شاعران ایرانی مقیم سایر نقاط جهان ، یا آنگونه که تداول دارد - شاعران ِ " شعر مهاجرت" -  را به شکلی نظام مند و مستمر به مخاطبان داخل کشور معرفی کنیم.

 

 به هر حال ، نباید منکر یک حقیقت ساده شد ؛ شعر مهاجرت شعری است ایرانی اما ایرانی بودن آن از لحاظ چگونگی ِ شعریت و وجوه  ِ شاعرانگی بس گسترده است و متفاوت با آنچه در ایران می گذرد. در این راستا ، می توان به تحولات و گونه گون شدن های بارز شعر معاصر ایران از طریق تأثیر پذیری از "شعر مهاجرت" اشاره کرد و ، برای نمونه ، آثار کسانی چون عباس صفاری و بخصوص "کبریت خیس"  وی را شاهد آورد. شایسته ی یادآوری است که "شعر مهاجرت" از لحاظ  ساختکار و ماهیت ِ واژگان برگزیده در متن ، امر ِ خیالینگی و فضاسازی ، دریافت ها و استنباط های فرهنگی ، دستمایه های تصویری و عناصر درونی شده ی شعر و در واقع از نظر "فرم" ، همچنین بن مایه های اندیشگی و جهان بینی آفریده شده در متن و نیز بسیاری دیگر از مؤلفه های مربوط به فن و شیوه ی شاعری ، به نوعی تلفیق ظرفیت ها و تکثر ابعاد آفریشن گری ِ شاعرانه و ، پرارج  تر و مهم تر از همه ی این موارد ، به نوعی مدارا ، گشودگی و پذیرش فرهنگی دست یافته است.

 

خوشبختانه اینک ، با همکاری دوستان ارزنده ی وازنا ، یعنی آقایان رسول رخشا و علی مسعودی نیا ، پرداختن به "شعر مهاجرت" به شکل مطلوب برای ما میسر شده است. آنچه در پی می آید ، مقدمه ای است از آقای رسول رخشا در باره ی چرایی برگزیدن ِ نامی چون "شعر مهاجرت" برای این روند معرفی شاعران ایرانی در وازنا. درادامه ، مصاحبه ی آقای علی مسعودی نیا با خانم مهنازبدیهیان ، شاعر مقیم آمریکا ، به همراه نمونه ای از اشعار وی و همچنین معرفی جامع سوابق ادبی و آثار چاپ شده ی این شاعر ارائه می شود.   

 

***

 

شعر شعر است چه مقیم باشد چه مهاجر چه مدام در سفر و چه تبعید شده به نقطه ای دور از مرکز... اصلا ً مگر می شود کلمه را از مرکز دور کرد  مگر کلمه خودش مرکز همه چیز نیست آن هم وقتی که قامتی به ما می دهد که شعرش می نامیم اینها اسامی یا صفاتی هستند که ما نیازمندشانیم برای مهاجرت ذهن و خیالمان از جایی به جایی تازه تر. باید بپذیریم تا خود را مجاب کنیم گونه ی  تازه ای یا محدوه ی تازه تری یافته ایم  ، به گمانم مهم نیستند اما ضرورت پیدایش دارند در این تغییر شتاب انگیز همه چیز پس بنامیمش  " شعر مهاجرت ".

 

رسول رخشا

وبلاگ شخصی:

http://www.rakhshahan.persianblog.ir/

 

 

***

 

پرونده ویژه ی شعر مهاجرت

مصاحبه و تدوین از علی مسعودی نیا

وبگاه شخصی نویسنده:

http://hezartou.blogspot.com

 

مهناز بدیهیان ، متولد اصفهان ، مقیم كالیفرنیا.

 

تحصیلات : لیسانس پرستاری از دانشگاه اصفهان؛ فوق لیسانس آموزش پرستاری از دانشگاه شیراز؛ فوق لیسانس روانشناسی از دانشگاه بالتیمور؛ دكتر دندانپزشك فارغ التحصیل از دانشگاه آیووا.

 

كتابشناسی :

نفس عشق (دفتر شعر) - 1998

صدای رباب (دفتر شعر) -2001

پرسشها (ترجمه اشعار پابلو نرودا) - 2003

از زاینده رود تا می سی سی پی (دفتر شعر)-2005

وی یك دفتر شعر و یك مجموعه داستان كوتاه نیز آماده ی انتشار دارد.

 

فعالیت ها :

سردبیر نشریه دانشجویی نگاه 1973 تا 1976

سردبیر نشریه اینترنتی ادبیات و فرهنگ 2002 تا 2003

موسس و سردبیر نشریه اینترنتی ماه مگ از 2005 تا كنون.

عضویت در كانون Pen (قلم) انگلستان.

عضویت در انجمن شاعران آمریكا.

 

نگاه:

 

مهناز بدیهیان را می توان در زمره ی شاعران نئورئالیست امروز دانست. او به ویژه در حیطه ی مضمونی ، به شدت به سمت اتفاقات روزمره اجتماعی گرایش دارد و عمده ی پیام شعرهای او در ستایش انسانیت و یا دریغ نیكیهای از دست رفته است.در شعر او چندان بازیهای كلامی و تكنیكی مشاهده نمی شود، اما گاهی از زبان فاخری كه به آن تمایل دارد ، دور تر شده و به زبانی نرم تر و امروزی تر می رسد. غریزه ی سرایش در شعر او بسیار بالا و قوی ست ؛ و غلظت اندیشه در شعرش به حدی ست كه گاهی شعر شبیه یك بیانیه می شود؛ اما می توان او را به عنوان شاعری با زبان و اندیشه مستقل و خاص پذیرفت ، به ویژه در كارهای اخیرش كه به پختگی و استواری بیشتری رسیده است. آنچه در پی می آید ماحصل گفتگویی كوتاه با اوست ، در باره شعر مهاجرت.

 

گفتگو

 

ع.م - منظور از شعر مهاجرت چیست؟آیا به صرف هجرت جغرافیایی شاعر ، ژانری به نام ژانر مهاجرت پدید می آید؟ تعریف شما از شعر مهاجرت چیست؟

 

م.ب- منظور از شعر مهاجرت شعری ست كه فردی از سرزمینی كه در آن زبان و فرهنگی را آموخته دور شده و شعر در سرزمین دوم كه دور از سرزمین اولیه وی است ، جان گرفته است. در اینجا دور از سرزمین اولیه یا مادری بودن ، دو حالت به خود می گیرد:

 

حالت مهاجرت كه فرد به میل خود و با دلایلی كه برای خود دارد نقل مكان كرده است. حالت دوم نقل مكان اجباری ست كه آن را تبعید می نامیم. طبیعتن باید در نظر داشته باشیم كه شعر این دو گروه یكسان نیست. به طور مثال شاعرانی چون خویی و میر آفتابی و... شاعران تبعیدی هستند كه از ترس جانشان از موطن خود گریخته اند. در نتیجه شعر شان با شاعری كه به انتخاب خود مهاجرت كرده اند فرق می كند. هم اكنون در دنیا واژه ی شعر مهاجرت كاربرد بسیاری دارد. سال گذشته مجله ای به نام Exiled Ink!  نقدی بر آخرین مجموعه شعر من نوشت.

 

ع.م- شعر شما به شدت به دنبال بیان مفاهیم انسانی و اخلاقی و فرافكنی آسیب های اجتماعی ست. آیا شعرِ این روزگار ، ظرفیت طرح چنین مضامینی را دارد؟

 

م.ب – من فكر می كنم تا انسان هست ، جهان ظرفیت شنیدن مفاهیمی چون عشق ، انسانیت ، و رنجهای انسانی را دارد ، و بر این اعتقادم كه قلم باید در خدمت این واژه ها باشد.

 

ع.م- جایگاه خودتان را از نظر نُرم و سیاق سرایش ، در كنار كدام شاعران ارزیابی می كنید؟

 

م.ب – شعر من شعر معاصر جهان است. من شعرم را با چشمان یك ایرانی ، با حس یك خاور میانه ای ، با تجربه ای جهانی ، ازجهان می گویم.

 

ع.م - با توجه به این كه مشغول كار ترجمه نیز هستید، در باره ی پروسه ترجمه شعر امروز فارسی ، قدری توضیح دهید. آیا اصولا ً شعر امروز ما در آمریكا خواننده دارد؟

 

م.ب – شعر ما تا آنجایی كه ترجمه شده ، خواننده دارد. بزرگترین ثروت ما ایرانیان ، شعر ماست. امروزه مولانا پر فروش ترین شعر آمریكاست. ما باید مدام و به سرعت شعرهای فارسی را به زبانهای مختلف برگردانیم و این ثروت ملی را هر چه بیشتر به جهانیان بشناسانیم .

 

ع.م - در باره ی جایگاه مجامع و انجمن های ادبی فارسی در آمریكا قدری توضیح دهید. آیا حركت و جریانی بوده كه تأثیر گذار باشد و نیروی فكری و انسانی زیادی را جذب كند؟

 

م.ب – من چندان از این گونه مجامع اطلاعی ندارم. اصولا ً بزرگترین نقطه ضعف مردم ایران ، شكست در كار گروهی و مدیریت است. همان چیزی كه دنیای غرب در آن استاد است.

 

ع.م - آیا دوری از وطن و زندگی در محیطی با زبان و فرهنگ بیگانه ، باعث تضعیف كار شعرای مهاجرت نمی شود؟

 

م.ب – نمی توانیم بگوییم سبب تضعیف شعرشان می شود. اما می توانیم بگوییم ، شعرشان را عوض می كند. البته شاعرانی نیز هستند كه سالهاست از ایران دورند ، اما چون فرهنگ و زبان كشور میزبان را نیاموخته اند ، در نتیجه شعرشان در حال و هوای شعر سالهای پیش ایران مانده است. 

 

ع.م - آیا جریانهای شعری داخل كشور را تعقیب می كنید. طی این سالها شاعر یا اثر خاصی بوده كه در داخل كشور منتشر شده باشد و شما را تحت تاثیر قرارداده باشد؟

 

م.ب – تا آنجا كه بتوانم جریانهای ادبی ایران را دنبال می كنم.بعضی از شعرها عجیب شعرند. چند سال پیش كتاب شعری از حافظ موسوی به دستم رسید ، كه فكر می كنم نامش " شعرهای جمهوری" بود ، كه بسیار از خواندن آن لذت بردم.و اتفاقن یكی از شعرهای مجموعه ی " صدای رباب" را به این كتاب تقدیم كرده ام. اصولا ً شعر ، زیاد در ایران سروده می شود ، اما من بر این باورم كه نیمی بیشتر از این سرودن ها تمرین است و البته در مقابل شعر خوب هم زیاد داریم.

 

***

 

سیاره كوچك- شعری از مهناز بدیهیان

 

من امروز میتوانم
شاد ترین شعرم را بگویم
و شادترین حرف پرنده ها را
دانه دانه کنم.
آنهم در جهانی
که سیاره ی کوچک غمگینی ست
نگاه کن همین امروز
هر تار مویم به شعری پیچیده است
ونوری که در چشمانم برق می زند
دستانم را روشن می کند.
آنهم در تاریکی این روزهای پر شتاب.


من امروز
فقط امروزنرودا خواندم
وهمین امروز در ایسلانگرا جوانه زدم
و تمام روز روی برگهای پیر
کنار می سی سی پی قدم زدم و شکفتم
همین امروز طعم شراب اسپانیا را
در شعر لورکا چشیدم
و به شعر های مردم جهان سجده بردم
و موسیقی مردم جهان ویرانه ای
در دلم
آباد کرد
من امروز
می توانم شاد ترین شعرم را بگویم
پر از اعتماد
شسته با صلح
پوشیده در عشق...
می پرسم اما براستی عاشق چیستم؟
آنهم دراین جهان که پر از
جنگ وخشم و نفرت است .


امروز پرده ها را بستم بر دریچه ی قلبم
تا داعیان عشق نتوانند
کهنه و پلاسیده ام کتتد.
من تازه ام تازه
و سلولهای تنم دسته دسته تکثیر می شوند
و تا زنده ام
وشقایق گل میدهد به فصل زن بودن
حتی بفصل لاله های پژمرده !


امروز
چهره ی مهتاب زده ام را
ماسه های زاینده رود
وخزه های شب گرفته ی رودخانه ی مارگریت
وموج های رود تیمز
ساییدند، صیقلی
و من شاد ترین شعرم را سرودم...
آنهم دراین همه تنهایی که موج می زند
دریا ، دریا در دل این
سیاره ی کوچک غمگین

من اما
با حضور ماه و خورشید و
نگاه یک گل سرخ
عاشقم هنوز
.

 

 


 
comment نظرات ()