رخشاهان

 
 
نویسنده : رسول رخشا - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۳٠
 

نظراتی که در پی متن - دروازه های رو به خورشيد ...- آمده است

 

آمد

در نغمه های شعرت ديده ام خودرا وتو در نوشته ام بخوان ما را

 

روزبه رخشا

من كاملا با رامين موافقم؛ از چس ناله هم حوصله ام سر ميرود؛ راستي برو فيلم Black cat White catامير كوستاريكا رو ببين.تولدت مبارك

ليلی

نوشته های تو را و نظرات همه را خواندم. چندين بار هم انها را خواندم. اما نظری در مورد نوشته ميلاد تنت و دروازه های رو به خورشید جایشان عوض می شود نمی دهم. انچه می خوا هم بگو یم این است که ما در مقابل کاری که انجام میدهیم مسئول هستیم بخصوص اگر با هنر و فرهنگ سر و کار داشته باشیم. اثری را که می سازیم یا خلق میکنیم اول باید پاسخی باشد درست و منطقی به سوالها و نیازهای درون خود ما و یا مارا هدایت کند بسوی مسیری که پاسخی یا پاسخهایی به سوالهای درونی ما در انجا جستجو یا یافت میشود. اینکه مینویسیم یا میخوانیم با تصویری یا نتی خللق میکنیم مهم است اما مهمتر از ان اینست که چرا می خواهیم که اثری خلق کنیم؟ ایا فقط احساس و تصوراتمان مهم است؟ مسلما ما به همه اینها فکر کردیم یا همچنان فکر میکنیم اما باید یک سازماندهی فکری و ذهنی داشته باشیم تا بتوانیم به انچه که میخواهیم و مسئول هستیم نزدیک و نزدیک تر شویم. مهم نسیت که یک روز اثری خوب خلق کنیم و فرداش اثری بد. این برای همه ما اتفاق می افتد به دلایل های متفاوت اما پیامی اگر داریم باید هنوز در ان اثرها دیده یا فهمیده شود.

دنباله: درگیری های ذهنی هرگز پایان نمی یابند چه شاد باشی چه نا شاد. بايد بتوانيم به انها نظمی بدهيم تا بتوانيم به حرکت و فعالياتهای خودمان ادامه بدهيم.
با روزبه موافقم خوب است که فيلم گربه سياه و گربه سفيد را ببيني. شايد هم ديده باشی. براستی فيلمی ديدنيست. دو فيلم ديگر هم هست که احتمال می رود انها را ديده باشی اما اگر نديدی بدان که ديدن انها ميتواند مفيد باشد: من ترانه ۱۵ سال دارم و لاکپشتها پرواز هم ميکنند.
موفق باشي

 

 


 
comment نظرات ()