رخشاهان

 
باران بی وقفه ی پاییز تهران
نویسنده : رسول رخشا - ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٤
 

باران بی وقفه ی  پاییز تهران بی نظیراست

 

وقتی که کج کج می بارد و تورا برمی داردو می برد دور از هیاهوهای این

شهر خاکستری و می کشاند و می نشاند تو را کنار ذهن خشک شده ات  و

می گوید : حالا وقتش شده که دست از کارهای همیشه مدام برداری و کمی

کم کنی از اخم های انگار همیشگی نگاهت

بیا و دست بکش, روی شیشه منتظرم  بیا

 از دست نده که این یکی همیشگی نیست

 

می گویم : ببار

بلند می شوم

تا ته پنجره ی اتاق را باز می کنم

و باز می گویم : ببار

مکث می کند و بعد

نگاهم می کند و تندش می کند

انگار که دوستم شده است و می خواهد حرفم را زمین نیندازد

 

میبرد مراو از این دوشنبه ی موذی بی مزه ی جدا می کندو

...

همین قدر ها هم ممنونش هستم که فاصله انداخت میان من وبی حوصلگی و

 

خستگی و ندانم کاری این روز از صبحش تاریک.

 

ممنونتم باران بی نظیر تهران.


 
comment نظرات ()